پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - آيندهنگارى با مدل دايناسورى - فیاض ابراهیم

آينده‌نگارى با مدل دايناسورى
فیاض ابراهیم

دايناسورها موجوداتى مربوط به ما قبل تاريخ‌اند كه چه از نظر زندگى و چه از نظر نابودى، الگويى آموزنده و روشنگر براى انسان‌ها هستند; چرا كه زندگى اين موجودات عظيم در تاريخ موجودات زنده، منحصر به فرد بوده و نابودى آنان نيز براى عبرت گرفتن انسان‌ها بسيار آموزنده است.
در اين باب نظريه‌هاى متنوعى ارائه شده كه مى‌تواند براى بقاى بشر و يا نظام‌هاى بشرى راهنما باشد:
١. دايناسورها داراى جسم‌هايى بس بزرگ بوده‌اند كه مى‌توانسته‌اند رقباى جسمى ديگر را از ميان بردارند. از طرف ديگر اين جسم قوى، سبب مى‌شده است كه غذاى بيشترى را از ديگر موجودات طلب كنند. به همين دليل، روز به روز بر تعداد آنها افزوده شد و موجودات ديگر نيز در معرض تهديد و سپس نابودى قرار مى‌گرفته‌اند.
٢. جسم‌هاى بزرگ و مغزهاى كوچك، از مشخصه‌هاى اين موجودات بود; يعنى به همان اندازه كه جسم آنها بزرگ بوده، مغز آنها نيز كوچك بوده است. عدم تعادل يا تناسب ميان مغز و جسم آنها سبب شد كه موجوديت آنها در سرازير سقوط واقع شود.
٣. مى‌توان گفت كه مثل امريكا، مثل دايناسورها در آخرين دوره زندگى آنهاست كه همه رقباى حياتى آن حذف شده و به طور روزافزونى بر قدرت آن اضافه شده است. اين قدرت روزافزون، اشتهاى روزافزونى را هم در پى داشته است; به طورى كه عرصه را بر ديگر كشورها تنگ‌تر كرده است.
امريكا كه زمانى وجود فكرى خود را از ثقل تمدن غرب (اروپا و آلمان) كسب مى‌كرد، امروز در اثر غرور و تصلب تمدنى خود، اين ارتباط را تا حدى قطع كرده و هم‌سان دايناسورها، دچار كوچكى مغز شده و رعشه و پاركينسون، تمامى اعضاى آن را فرا گرفته است.
از سويى غرور بيش از اندازه دستگاه دولتى (در جهان پسامدرنيسم) سبب شده است كه خود را از فرهنگ‌هاى ديگر محروم كند و ركود خود را مقابل ديگر تمدن‌ها نبيند و نواى جنگ سر دهد.
٤. مرگ دايناسورها (با تمامى نظريه‌هاى مربوط به آن) بر امريكا صدق مى‌كند; مثلا اگر بگوييم كه شهاب‌سنگ‌هايى با زمين برخورد كردند و موجودات درشت‌اندام و بزرگى چون دايناسورها را از بين بردند و موجودات كوچكتر توانستند زنده بمانند، از باب استعاره، انسان را به ياد حادثه ١١ سپتامبر مى‌اندازد كه بزرگ‌ترين ساختمان‌هاى جهان كه مظهر قدرت امريكا بودند، با شبه‌شهاب‌هاى آسمانى، يعنى هواپيماهاى ربوده شده، مورد تهاجم قرار گرفتند. از اين جهت‌بزرگى امريكا در بين كشورهاى جهان امروز و بزرگى دايناسورها در بين موجودات آن روز، قابل مقايسه است. همچنين اگر بگوييم در اثر كمبود غذا از بين رفتند، باز بر امريكا صدق مى‌كند. امريكا آنقدر داراى جسم بزرگى شده است كه نمى‌تواند به حق خود راضى باشد و بايستى غذاى ديگران را نيز تصاحب نمايد. پس اينجاست كه يك نوع جريان جهانى عليه امريكا به وجود آمده و خواهد آمد تا بتواند در مقابل زياده‌طلبى او مقاومت كند. چون غذا هم براى امريكا و هم براى جهان، قصه مرگ و زندگى است. با اين تفاوت كه اين جسم بزرگ است كه آسيب‌پذير خواهد بود; يعنى امريكا.
٥. اگر بگوييم آنها هم داراى جثه بزرگ بودند و هم در تعداد بسيار زياد، در سطح زمين گسترده بودند، به طورى كه سراسر زمين براى آنها تنگ شده و لذا زمين را براى ديگران هم تنگ كرده بودند و اين دليل افزايش آسيب‌پذيرى آنها بوده است، اين نظر هم بر امريكاى امروز صدق مى‌كند. در جهان امروز كجا را مى‌توان يافت كه نشانى از امريكا نداشته باشد. هر جا كه پا گذاشته مى‌شود، گويى بر نقطه‌اى از جسم امريكا پا گذاشته شده است. چند كشور مستقلى هم كه زير بار او نرفته‌اند، همان كشورهايى هستند كه به لحاظ گستردگى اثر امريكا در موجوديت و استقلال خود، احساس تنگى مى‌كنند. در حالى كه امريكا در همين چند كشور هم به دنبال آن است كه حضور خود را تثبيت كند و اين همان نقطه آسيب‌پذيرى امريكا است.
٦. اگر بگوييم كه بدن دايناسورها يك بدن مغذى براى ديگر جانوران و حتى خود دايناسورها محسوب مى‌شد و به همين دليل از ويروس‌ها گرفته تا موجودات بزرگ‌تر براى استفاده از بدن دايناسورها به آنها هجوم بردند و همين سبب نابودى آنها شده، همين نگرش هم در جهان امروز نسبت‌به امريكا مى‌تواند وجود داشته باشد; يعنى همه مى‌خواهند امريكا را بدوشند; به عبارت ديگر اگر علاقه‌اى به امريكا وجود دارد، علاقه به خوردن جسم فربه امريكا است. البته اين خوردن و نوشيدن از اين جسم به قدرت و نحوه زندگى ذائقه‌هاى امريكايى نيز بستگى دارد. پس، از اروپا و آسياى شرقى گرفته تا افريقا و... همه متناسب با شرايط و وضعيت‌خود به دنبال بهره‌بردارى از جسم امريكا هستند كه در نهايت اين موضوع به پوسيدگى بدنه امريكا خواهد انجاميد.